سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
228
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
يسعى القوى فلا ينال بسعيه * حظّا و يدرك عاجز موهون « 1 » . . ( 1 ) و دربارهء فضيلت علم الناس من جهة التّمثال أكفاء * ابوهم آدم و الأمّ حوّاء و ان يكن لهم من اصلهم شرف * يفاخرون به فالطّين و الماء ما الفخر إلا لا هل العلم انّهم * الى الهدى لمن استهدى ادلاء و قيمة المرء ما قد كان يحسنه * و الجاهلون لأهل العلم اعداء « 2 » . ( 2 ) و فرمود : فلا تصحب أخا لجهل * و ايّاك و إيّاه فكم من جاهل اردى حليما حين آخاه * يقاس المرء بالمرء اذا ما لمرء ما شاه و للشيئى على الشّيء علامات و أشباه * و للقلب على القلب دليل حين يلقاه « 3 » و در سوك رسول خدا ( ص ) گفت : ( 3 ) ألا طرق النّاعى بليل فراعنى * و أرقنى لما استقلّ مناديا فقلت له لما رأيت الّذى أتى * أغير رسول اللّه ان كنت ناعيا فحقق ما اشفقت منه و لم يبل * و كان خليلى عدّتى و رجائيا فو اللّه ما أنساك احمد ما حدت * بى العيس فى ارض و جاوزت واديا
--> ( 1 ) آنچه مقدّر نباشد از راه مكر و حيله هرگز انجام نمىگيرد و آنچه مقدّر باشد ، به زودى خواهد شد . آنچه مقدّر است به موقع انجام مىگيرد ، در حالى كه شخص نادان در رنج و اندوه است . شخص توانمند با تمام قدرت مىكوشد ولى با وجود تلاش به بهرهاى نمىرسد در حالى كه به ناتوان ضعيف مىرسد ! ( 2 ) مردم از نظر صورت و اندام يكسانند ، زيرا پدر همگى آدم و مادر همه ، حوّاست بنابراين اگر مردم از نظر اصل ، شرف و بزرگى داشتند كه باعث فخر و مباهات آنها بود ، بايد اصل آنها كه آب و گل است ( افتخار مىكردند ) . افتخارى جز اهل دانش را نيست زيرا هم خود به راه هدايتند و هم طالبان هدايت را راهنمايند ارزش مرد به چيزى ( علم يا هنرى ) است كه به خوبى مىدانند و نادانان دشمن اهلدانشند . ( 3 ) با شخص نادان دوستى مكن و خود را از او و او را از خود دور كن ، بسا نادان كه دوستيش دانايى را هلاك ساخت . آرى مرد را با همنشين مىسنجند ، هر چيزى را با چيز ديگرى از روى علامتها و شباهتها مىسنجند دل را به دل راه است در وقتى كه با هم ديدار كنند .